Warning: Missing argument 2 for wp_widget() in /home/98/57/2935798/web/wp-includes/widgets.php on line 76

Warning: file_get_contents() [function.file-get-contents]: php_network_getaddresses: getaddrinfo failed: Name or service not known in /home/98/57/2935798/web/wp-content/plugins/statsurfer/append.php on line 314

Warning: file_get_contents(http://api.hostip.info/country.php?ip=54.80.26.116) [function.file-get-contents]: failed to open stream: Success in /home/98/57/2935798/web/wp-content/plugins/statsurfer/append.php on line 314
مسایل مطرح روز: بیکاری، بی سرپناهی، بیماری «

مسایل مطرح روز: بیکاری، بی سرپناهی، بیماری

طبیعت سیر معمول خود را طی می کند، با نظمی باورنکردنی و مطابق اصول علمی. هیچگاه اتفاق نیافتاده که ما دو روز متوالی یا دو شب پشت سر هم داشته باشیم. به همان‌گونه فصول و ابر و مه و باد و باران و برگ‌های برخاک افتاده و درختان یخ زده که خود را بر پنجره و طاق نشیمن‌گاه انسان‌ها می‌سایند.

به‌همان‌گونه زندگی و مرگ، زایش‌ها و رویش‌ها، آمدن‌ها و رفتن‌ها، همیشه درحال اتفاق افتادن هستند، و به‌عبارتی طبیعت بدون انسان، با نظم و انضباط بخصوصش خود را تکرار می‌کند. البته و مطابق اصول علمی می‌توان ثابت کرد که کرات در طول میلیون‌ها سال دچار تحولات شگرف و عظیمی شده‌اند و در آینده هم خواهند شد. اما آنچه لااقل کره خاکی ما را متفاوت نموده وجود انسان و فعل و انفعالات حاصل از تکامل فکری او است.

آنچه به‌مرور طی ده‌ها هزار سال اخیر اتفاق افتاده اثرات شگرف تغییرات فکری ‌ـ بینشی، نحوه قضاوت، تجربیات و عکس‌العمل‌های انسان نسبت به مسایل و فعل و انفعالات اطرافش در هر دوره فکری و تکاملی او بوده است. به‌طور مثال، نحوه‌ای که یک زوج جوان با نوزاد اولشان برخورد می‌کنند با فرزندان دوم یا چندم‌شان تغییرات متفاوتی دارد، البته نه از نظر درجه مهر و محبت بلکه در نحوه ارائه و کمیت و کیفیت آن.

و یا نحوه‌ای که یک جوان با مرگ برخورد می‌کند با نحوه برخورد یک انسان میان‌سال و یا کهن‌سال کاملاً متفاوت است، نه صرفاً از نظر قبول مرگ به‌عنوان یک واقعیت، بلکه در نحوه ارائه احساس و هیجان و درجه غم و توفان درونی ناشی از فعل و انفعالات شیمیایی ـ احساسی او.

و بر همین منوال نسل جوان بیشتر سروکارش با جشن و ازدواج و تولید مثل، تحرک و آینده‌نگری، و نسل کهن‌سال سروکارش با مرگ دوستان و مریض و بیمارستان و مراسم خاک‌سپاری یا سوزاندن است. و یا به‌گونه‌ای که دارد مرسوم می‌شود، همه با هم جمع شده و به‌جای غم شادمانی می‌کنند و یادبودهای سرورآمیز برگزار می‌کنند.

این شمه کوتاهی که بیان شد واقعیت‌های پروضوح زندگی بود، اما دلیل بیانش پیش‌درآمدی است برای خواندن آواز زندگی و رسیدن ذره به ذره به بعضی مسایل دست‌به‌گریبان اکثریت مردم جهان؛ مسایلی که واقعی هستند مثل روشنایی روز، اما ما آنها را مانند تاریکی شب نادیده می‌گیریم.

باور خاصی را داشتن مورد احترام است و باید محترم شمرده شود. اما این باور خاص حق ندارد به‌خود اجازه دهد که میلیون‌ها انسان بی‌گناه را قتل‌عام کند یا برسر مردم بی‌گناه و بی‌پناه بمب اتمی بیاندازد، یا خاک کشوری را آلوده به مواد اتمی سازد که تا قرن‌های آینده درصد سرطان و بیماری‌های مادرزاد را در آن سرزمین به‌طور نجومی افزایش یابد، یا حداقل حقوق ملتی را چند دهه پایمال نماید و شرایط زندگی زندگی مردمان را بد و بدتر سازد.

روی دیگر سکه زندگی، ما انسان‌ها هستیم که اکنون اکثریت‌مان در شرایط بد اقتصادی، حتی در کشور آمریکا، به‌سر می‌بریم. با کمی توجه درخواهید یافت که بسیاری از افراد فامیل یا آشنایان و ناآشنایان، از گرسنگی، بیکاری و بیماری رنج می‌برند و ما بی‌تفاوت، به کار و زندگی و برگزاری مراسم جشن و سرور خود مشغولیم. فکر می‌کنم در همین بیان کوتاه اصل مطلب که همان درد دائمی میلیون‌ها و میلیاردها انسان دیگر را به‌خود و خوانندگان عزیز یادآوری نموده باشم.

آنگاه، ناخودآگاه، من و شما به این سؤال حیاتی برخورد می‌کنیم که آیا انسان‌ها دارای شعور اجتماعی، وجدان‌هایی آگاه، قلب‌هایی رئوف، نیتی پاک و محبت و عشقی عظیم به خود و همنوعان خود هستند یا نه؟ من اطمینان کامل دارم که دارند. آنگاه این سؤال به ذهن می‌اید که پس دیدن این‌همه کوتاهی، سکوت و بی‌تفاوتی، و ترجیح دادن لحظات آنی لذت و غیره … چیست؟ با در نظر گرفتن این که هر انسانی آزاد است و وضعیت و صلاح‌دید کار خود را بهتر از دیگران می‌داند و حق دارد آن‌طور که می‌خواهد رفتار و عمل کند، شما عزیزان شاید جواب‌های بهتر و کامل‌تر داشته باشید که با ما سهیم شوید.

اما من اطمینان دارم که اگر هرکدام از ما در رفتار و کردار خود ذره‌ای دقت بیشتر به‌خرج دهیم، وضع به‌طور نسبی و تدریجی عوض خواهد شد و با مرور زمان و رشد درجه آگاهی و احترام به حقوق انسان‌ و دیگر جانداران، هیچ قلدری، حال به‌طور فردی یا جمعی، به‌خود اجازه نخواهد داد که در مقابل فقر و گرسنگی و بیکاری و بیماری و خودفروشی زنان و اعتیاد، صرفاً به‌خاطر منافع خود یا در هر لباس دیگر (امنیت ملی فردی یا گروهی) به جنایت و خیانت خود علیه بشریت ادامه دهد. خصوصاً ما که در این سرزمین پر از آزادی و نعمت و امنیت، کشور بزرگ، متمدن و آزادی‌خواه، یعنی آمریکا، زندگی می‌کنیم، مسؤولیت‌مان بس فراتر و زیادتر است. در نهایت من و تو هستیم که با آموزش مداوم، به‌تدریج انسان‌هایی آگاه‌تر، انسانی‌تر، بامحبت‌تر و باگذشت‌تر خواهیم شد.

باور کنید که در این صورت، ما از زندگی لذت فراوان‌تری خواهیم برد، نمایندگان انتخابی ما مسؤولانه‌تر برخورد خواهند کرد، و جهان و روابط بین انسان‌ها و حکومت‌ها رو به بهبودی خواهد نهاد، زیرا که با وجدان آگاه است که انسان کمتر اشتباه می‌کند و در نتیجه بیشتر هم لذت می‌برد.

Leave a Reply