مجله الکترونیکی زیبا

نگاهی از دریچه تعهد ــ علوم انسانی

آنچه که پایداری و تداوم را از ناپایداری و نیستی مشخص و مجزا می کند، درجه تأثیرگذاری هر پدیده در جسم و روح و جان آدمیزاد و به نحوی همه زندگان است.
علوم انسانی مورد نظر دربر گیرنده تمام خلاقیت ها و نوآوری های علمی است که با فراهم نمودن امکاناتی تازه یک زندگی با کیفیت بهتر را تسهیل نموده و به بشریت شانس عمری طولانی تر، شادتر، پرثمرتر داده و ادامه حیات بشریت را تا بی نهایت آینده تضمین می نماید.

بینایی

ما اکثراً برای سلامتی و عمر طولانی تر خود از فواید تغذیه بهتر، ورزش و کاهش نشانه های جسمی و روحی از روش های مختلف پیشگیری و درمان آگاهی داشته و کم و بیش هم از آن استفاده می کنیم. اما از سلامت چشم و بینایی اطلاعات چندانی نداشته و اکثرا فکر می کنیم راهی جز رفتن پیش چشم پزشک و گرفتن عینک وجود ندارد.

این یک واقعیت است که اکثر افرادی که بینایی ضعیفی دارند هرگز بینایی‌شان خود بخود بهبود نیافته بلکه دائم ضعیف تر و ضعیف تر خواهد شد. اما در صورتی که به این باور برسیم که امکان بهبود بینایی و حفظ سلامت چشم وجود دارد و آموزش درستی در مورد طرق ترمیم کاستی ها و بهبود سلامتی چشم و بینایی خود ببینم آمار کاملاً متفاوت خواهد بود.

متأسفانه طب امروز طب درمان امراض است و این در مورد چشم هم صادق است. فرقی نمی کند چشم تو ضعیف است، عینک می دهند. آب مروارید آورده عدسی هایش را در می آورند. فشار چشم تو افزایش یافته یا عمل جراحی فشار روی عصب بینایی ترا کم می کنند. البته نباید این پیشرفت ها را کم اهمیت دانسته و قدر ندانیم و یا در مورد اهمیت آنها اصرار نورزیم. اما این ها هم درمان های علامتی هستند و هرچند در کوتاه مدت در بهبود بینایی ما مؤثر خواهند بود اما در درازمدت چشم ما را ضعیف تر می کنند.

مسأله فقط کنار گذاشتن عینک نیست بلکه:

۱ـ به این باور رسیدن که ما توانایی حفظ و بهبود سلامت چشم و بینایی خود را داریم.
۲ـ سلامت چشم قسمتی از سلامت کلی تر وجود ماست (فکری، احساسی). به عبارتی برای حفظ سلامت چشم ما باید به تمام جهات امور مربوط به سلامتی خود توجه کنیم.

روش طبیعی بهبود بینایی یک نوع ورزش یوگا برای چشم است. یک روش طبیعی برای بهبود بینایی بدون مصرف دارو، جراحی یا عینک و غیره که مانند عصا برای چشم عمل می نمایند. مصرف یوگا برای چشم یعنی هماهنگی و یگانگی با بینایی و چشم خود، به این معنی که ما تصورات قبلی خود را در مورد بینایی خود به کنار گذاشته و آمادگی آموختن روش های نوینی را برای بهبود بینایی خود را اعلام می کنیم. یعنی به بینانی خود توجه می کنیم و مثل رسیدگی به نیاز یک دوست یا عضو دیگر بدن وقتی که آنها خسته و تحریک شده، هستند بهشان استراحت، و موقعی که ضعیف و آسیب دیده اند به آنها تمرین (ورزش) ملایم می دهیم. تحت هر شرایط بهترین راه استفاده از چشم و بینایی وجود دارد. شما خواهید آموخت که تحت هر شرایطی (روی میز کامپیوتر، در صف طولانی بانک یا… در زمان رانندگی و غیره) با اجرای تمریناتی ساده در حفظ سلامت یا بدست آوردن سلامت چشم خود بکوشید. هدف این است که شما صاحب چشمانی سالم و یا بینایی حداکثر در مقایسه با وضع فعلی و قبلی‌تان گردید. تمرین حتی چند دقیقه ای در روز می تواند اثرات مفیدی برای بهبود بینایی شما داشته باشد و قسمت اعظم این تمرین ها تعارضی با ادامه فعالیت های کاری شما نداشته و تنها نیازمند درک و فهم تازه شما در رابطه با مغزتان می باشد.

مطالعات شبکیه (Retina) نشان داده که بسته به نوع کار که آیا مورد علاقه شما باشد یا نه، متعاقباً تغییراتی در چشمان شما دیده می شود (خستگی، دلواپسی، حواس پرتی و یا اینکه آرام، با علاقه و متمرکز). به عبارتی بینایی یک پدیده ثابت نیست و بسته به شرایط روزانه از خوب به بد و از بد به خوب در حال تغییر است. مطالعات نشان داده که چگونه فشارهای زندگی روزانه می تواند اثرات مضری روی چشمان شما داشته باشد و در ضمن چگونه می توان مشکلات حاصله را با رفتاری آگاهانه و صحیح اصلاح نمود.

قبل از پرداختن به روش های مختلف بهبود بینایی، مقدمتاً اصول کلی مربوط به بینایی و چشم را با هم مرور خواهیم نمود.

۱ـ بینایی چیست؟
۲ـ علل ضعف بینایی

۱ـ بینایی چیست؟ عضلات چشم انسان در زمره عضلاتی است که بدن بیشترین کار را از آنها می کشد اما دستگاه عضلانی چشم یک دستگاه مکانیکی (مانند عضلات دست و پا) نیست. چشم مانند بقیه اعضاء  بدن بطور عمیقی در رابطه با حالت فکری و روحی ما می باشد و در حقیقت چشم نقطه عطف تلاقی جمیع احساس و تصور و ادراک است. از نظر فیزیکی شبکه اجتماعی حاوی ۱۲۶ میلیون سلول دریافت کننده حساس به نور می باشد که در هر دقیقه یک میلیارد تصویر تولید می کند. اما مغز انسان نمی تواند تمام این ها را تحلیل و یک تصویر را خلق نماید. در نتیجه بطور انتخابی عمل نموده و فقط روی تعداد بخصوصی ذرات تصویری تمرکز نموده و برای ما مشخص می کند که چه مقدار از تصویر برای ما قابل رویت خواهد بود.

بینایی شامل سه مرحله است ۱ـ چشم ۲ـ مغز ۳ـ ذهن

۱ـ چشم: سلولهای دریافت کننده شبکیه از طریق اشعه نور اطلاعات راجع به محیط را دریافت می کند. حدود یک میلیارد ذره اطلاعات در هر ثانیه.
۲ـ مغز، مغز چشم را به  توجه خاص به بعضی اطلاعات دریافتی توجه می دهد.
۳ـ ذهن، اطلاعات انتخابی و تشخیص داده شده توسط ذهن آدمی تفسیر می شود و این چیزی است که ما می بینیم.

بهبود بینایی نیازمند آن است که ما بینایی را بعنوان یک پدیده پیچیده عمل و عکس العمل بین چشم و ذهن تشخیص دهیم، و اینکه چگونه از مغز خود استفاده کنیم بجای اینکه مغز از ما استفاده کند. بزرگترین مشکلی که ما برای موفقیت‌مان باید آن را حل کنیم باور داشتن این است که چشم ما می تواند بهتر کار کند، یعنی قادر است بهبود یابد. این باور کمک می کند تا ما قبول کنیم که هرچند در بعضی موارد کارگر نبوده و تلف وقت است اما بهبود بینایی بدون عینک و جراحی و غیره کاری عملی است. عادت بینایی و روند دید جزو سخت‌ترین چیزهایی است که می توان عوض نمود. یک نزدیکی خاص به این چیزهایی که می بینیم پیدا می کنیم بخاطر اینکه حافظه ما مجموعه ای است از اطلاعات بینایی جمع آوری شده در حافظه‌مان. یعنی ما وقتی چیزی را دیدیم به همان شکل در حافظه‌مان نگهداری می شود و در آینده هرگاه آن را بیاد می آوریم آن را همانطور که در حافظه داریم می بینیم. حافظه و تخیل با ارزش‌ترین وسائل برای بهبود بینایی هستند و هر آنچه ما آن را با شفافیت کامل دیده‌ایم می توانیم از آن برای بهبود سازی استفاده کنیم. همه می دانیم که این بسیار راحت‌تر است که چیزهایی را ببینیم که آن را دانسته و با آن آشنا هستیم. بطور مثال، یک کلمه یا جمله ناآشنا هرچند با همان حروف آشنا نوشته شده باشد در مقایسه با یک کلمه آشنا شناختش مشکل‌تر خواهد بود. در اینجا ما از تمرین هایی استفاده خواهیم کرد که بر اساس خاصیت و تمایل فرد برای تسهیل بینایی شفاف چیزهایی که از قبل می شناسد تنظیم شده است. در ضمن ما می توانیم از قوه تخیل و بینایی برای فراهم نمودن وضعیت ایده آل برای بهبود بینایی استفاده کنیم. بطور مثال، استفاده از تاریکی مطلق که باعث می شود که عصب بینایی با مواجه شدن با آن بفهمد که زمان توقف کار و استراحت است.

چشم و مغز: رابطه عمیق و فعالی بین چشم و مغز وجود دارد که در تغییرات فیزیکی دید ما بسیار مهم هستند. چون چشم‌پزشکان معتقد هستند که زیربنای چشم عامل فعالیت چشم است. آنها ضعف بینایی را با عینک جبران، یا از جراحی درجهت اصلاح اشکالات زیر بنایی استفاده می کنند. اما حقیقت این است که بینایی با فکر شروع می شود و فکر شما عمل چشم شما را دیکته می کند، به نحوی که عمل چشم شما ساختار چشم را تغییر می دهد و اگر شما بیاموزید که با مغز خود به نحو دیگری برخورد نمایید می توانید ساختار فیزیکی چشم خود را هم عوض کنید.

مهمترین عضو بینایی مغز است. مغز انسان مانند دیگر نیروهای قدرتمند طبیعت می تواند هم کمک باشد و هم آسیب رسان. مغز ما می تواند به باور ما کمک کند تا بتوانیم قدرت بینایی خود را بهبود بخشیم.

مغز و چشم حتی از نظر بافت‌شناسی یکسان هستند و چشمان حساس ما در مقابل کوچکترین تغییر شیمیایی در مغز عکس العمل نشان می دهند. درجه کنترل مغز روی عمل بینایی بسیار واضح است، یعنی اینکه اثرات احساس را امکان‌پذیر می سازد که چشم ما به تنهایی قادر به تجزیه و تحلیل آن نیست. بطور مثال، فیزیک به ما می آموزد که هرچند شما تصور می کنید که اشیاء را آنطور که باید می بینید اما عدسی چشم و شبکه چشم آن را واژگون می بینند. چشم شما وسیله‌ای ندارد که این تصویرهای واژگون را به این صورت واقعی شما می بیند ترجمه کند و این مغز شماست که همه چیز را بصورت واقعی و درست آنطور که شما می بینید ترتیب می دهد. مثال زیر موضوع را بروشنی نشان می دهد.

به گروهی خلبان عینک هایی را می دهند که همه چیز را واژگون نشان می دهد. ظرف چند روز مغز آنها موضوع را حل کرده و باز همه چیز را سرجای خود می بیند، در حالی که هنوز همان عینک ها را بر چشم دارند. دو هفته بعد عینک ها را از آنها می گیرند. حالا همه چیز وارونه جلوه می کند و بعد از مدتی باز حتی بدون عینک همه چیز را درست می بینند.

چشم و احساسات شما: چشم شما هم چنین بطور خیلی زیادی نتیجه وضع احساسات شماست. احساسات منفی قوی همیشه بینایی را موقتا تضغیف می کند، حتی در مورد افرادی که بینایی خوبی دارند. حالا اگر این احساسات منفی ادامه پیدا کند آسیب به چشم ها حالت دائمی پیدا می کند.

ضعف تدریجی بینایی اغلب بعلت عدم تمایل و علاقه ما به مشاهدات دردآور، واقعی جهان از نزدیک است. ببینید موقعی که ما در گرداب احساسات خود غرق هستیم آخرین کار مورد علاقه‌مان توجه دقیق به شرایط حول و حوش و احوالمان است. در این شرایط برای ما بسیار کمتر دردناک خواهد بود که نسبت به واقعیت های اطرافمان بطور نسبی نابینایی نسبی پیدا کنیم و این درست همان کاری است که مغز ما با تار دیدن انجام می دهد تا احساسات ما را حفظ کند (دنیا جلوی شما تیره و تار شدن). ما مثل برق زده ها چشم‌مان روی یک موضوع یخ می زند تا مجبور نباشد از یک جزء به جزئی دیگر بپردازد. با ادامه این جور فشارها قدرت تحرک چشم ما از دست می رود، و این فشار روی چشم ما را صد افزون می کند. متأسفانه عکس العمل طبیعی ما فشار آوردن هرچه بیشتر به چشم هایمان است تا بطور طبیعی عمل کند، و از اینرو ما نیازمند عینک قوی‌تر و قوی‌تر می شویم.

اگر شما با حمل وسیله ای سنگین به کمر درد دچار شوید هرچند برای تسکین درد ممکن است کمربند مخصوصی ببندید اما دیگر هیچگاه اشیاء سنگین را حمل نخواهید کرد. این درست همان کاری است که ما باید با چشمانمان بکنیم، یعنی اینکه برای سلامت درازمدت چشمانمان، بسادگی قبول کنیم که برای مدتی چشم ما بهتر است برای استراحت بوضع سابق نبیند. یعنی زمانی می رسد که چشم و بدن و مغز انسان نیازمند استراحت و پشتیبانی است و بی توجهی به علامات جسمی و روحی فشارها یعنی قبول خطر آسیب دائمی، عدم توانایی و ادامه کار، سلامت چشم و بینایی و دیگر عوارض جسمی و روحی و روانی می باشد. اگر شما در شرایط سخت چشم خود را تغذیه کنید و پرورش صحیح دهید، در شرایط مناسب، بینایی شما به شرایط بینایی قبلی خود باز خواهد گشت. (ادامه دارد)

Leave a Reply




Uses wordpress plugins developed by www.wpdevelop.com