مجله الکترونیکی زیبا

اهلی و نااهل ــ زندگی مسالمت آمیز با دیگر زندگان

همه چیز از آشنایی و شناخت شروع می شود و از آنجا که فراست ره به مرزهای ناگشوده هنر می برد و ناگشودنی ها را می گشاید، ناشناخته ها را می شناسد، نادانسته ها را می داند و آنگاه ترس و دلهره اش می ریزد و جوی پر از ابتکار و اتکاء بوجود می آید، خلاقیت ها گل می کند و جوانه دوستی ها به رویش هم قد علم می کنند. در این محیط خشونت محلی ندارد زیرا نه نیازش هست و نه قابل قبول می باشد. به عبارتی وقتی یک تعادل دوستانه و پررحمت بر تمام روابط حاکم می شود، لااقل یک برابری نسبی و مردمی برای حداقل های حیاتی (تغذیه، تنفس و تعلیم) حاصل می شود.

ما وقتی زیبایی ها را شناختیم دیگر هیچگاه کمر به قتلشان نمی بندیم. بوئیدن ها و روییدن ها را غارت نمی کنیم و بتدریج اطمینان می یابیم که با گل و گیاه و دیگر زندگان زندگی کردن و از مصاحبتشان لذت بردن نه فقط عملی است بلکه مسرت آور هم هست و بر طول عمر ما هم می افزاید، زیرا شادی را برای ما به ارمغان می آورد.

زندگی انسان با وجود یک همزیستی مسالمت آمیز با خود دیگر زندگان طراوت و مفهوم بیشتری خواهد داشت. خانه با گل، حیات خانه با درخت، شهر یا پارک و کشور یا جنگل و اقیانوس ها و دریاها با انواع زندگان‌اش بسیار زیباتر هستند. بسیاری بر این باورند که بشر فقط از طریق احترام کامل و حق حیات قائل شدن برای دیگر زندگان است که می تواند حقوق بشر را درک و اجرا و حفاظت نماید. شعارهای زیبا دادن و همزمان بی تفاوت از کنار یک انسان یا زنده های مجروح گذشتن و در اطاق گرم چای داغ نوشیدن و از گرسنگان نوشتن، به آهنگ های مورد علاقه گوش دادن و صدای ضجه ها را نشنیدن، با جانوران دو پا سر یک میز غذا خوردن، دست دادن و روبوسی نمودن، لبخند زدن و تملق گرفتن و چنگال های خونین آنها را ندیدن یا نادیده گرفتن با هم در تضاد می باشند.

سعی بر این است که در اینجا نحوه های زندگی مسالمت آمیز با خود و دیگر رندان را در چارچوب حقوق انسانی و حقوق همه زندگان بررسی نموده و درس آموزی نماییم.

زندگی مسالمت آمیز یک فلسفه اخلاقی و یک برنامه ریزی درازمدت هدف دار است که استفاده از خشونت برای رسیدن به اهداف اجتماعی ـ سیاسی را رد می کند و به عنوان راه چاره جایگزین در مقابل قبول خود بخودی اختناق و یا جنگ مسلحانه بر علیه سیستم حاکم بکار برده می شود.

راه مسالمت آمیز و یا مقاومت مسالمت آمیز یا مقاومت در برابر خشونت و یا به عبارتی مقاومت صلح جویانه راه های متعددی را در راه رسیدن به نتایج مورد نظرش را مطرح و پیشنهاد می کند (آموزش، وسوسه، نافرمانی مدنی، اقدامات مستقیم مسالمت آمیز، عدم همکاری با مقامات نظامی ـ اقتصادی ـ اجتماعی و…).

هرچند زندگی مسالمت آمیز و عدم خشونت طبیعتاً مفهوم و منظور ضدجنگ را در بطن خود حمل می کند، اما از اواخر قرن بیستم توسط بسیاری از جنبش های خواهان تغییرات اجتماعی این اصطلاح به گونه‌ای دیگر، یعنی اینکه «مسالمت آمیز و بدون خشونت معادل ضدجنگ نیست»، بکار گرفته شده است، و آنها ضمن اینکه مایل بوده اند از روش های ضد جنگ و خشونت برای پیشبرد اهداف اجتماعی خود استفاده کنند، از جنگ هم حمایت کرده اند.

بعنوان یک روش برای مبارزات اجتماعی، تأثیر برخوردهای مسالمت آمیز با خشونت بنام یک سیاست جمعی توسط مردمان کشورها برای تغییر شرایط زندگی اجتماعی خود در سراسر جهان و تاریخ شناخته و ثبت شده است. بطور مثال عدم همکاری توده ها با حکومت حاکم، روشی که مهاتما گاندی در هندوستان برای استقلال کشورش از انگلستان بکارد برد، و یا مبارزات حق طلبانه و ضد تبعیض نژادی سیاهان آمریکا برای رفع تبعیض نژادی، یا مبارزات مردم فیلیپین برای حقوق برابر، نمونه های فراوان و متعدد دیگری از طرق استفاده از روش عدم خشونت برای دست یابی به اهداف اجتماعی ـ سیاسی در بسیاری از کشورها و فرهنگ ها بوده است.

استفاده از این روش در تمام ادیان ابراهیمی (اسلام، مسیحیت و یهودیت) و دیگر مذاهب (هندویی ـ بودایی و …) نشان داده شده است. استفاده از روش های مسالمت آمیز و عدم خشونت مرز و محدوده‌ای نشناخته و همان طور که بیان شد هم در مذاهب، کشورها و فرهنگ های مختلف و به همان گونه توسط بسیاری جنبش های توده ای غیرمذهبی بعنوان یک وسیله برای اهداف کوتاه یا درازمدت در طول اعصار و قرون مورد استفاده قرار گرفته است. روش مسالمت آمیز یک نوع مبارزه است، یک عمل گرایی محض با درجاتی از برنامه های دراز مدت و با اتکاء به «مؤثر بودن سیاسی» بدون آنکه هیچ گونه ادعای «سیاسی ـ مذهبی» داشته باشد و با «ریشه ای در دل تاریخ و فرهنگ و مردمانش از دور دست های دور».

استفاده از این روش های مبارزاتی در موارد بیشماری از اجتماعات جهانی آن هم بطور خود جوش و ذاتی بطور دائمی در جریان است. بطور، مثال یک کشاورز صرفاً برای ادامه حیات خود و خانواده اش فقط زمینی را شخصاً اشغال و تصاحب می کند با انگیزه های صرفاً علمی و انسانی، زیرا اگر نکند فامیلش گرسنه خواهند ماند. یا یک مذهبی بودایی بنا بر فلسفه بودا که در مقابل خطر نابودی مقاومت کنید، وقتی درختان جنگل را در معرض نابودی می بیند آنها را غسل تمعید می کند. در انگلستان کارگران بنا بر رسومات اجتماعی و قوانین اتحادیه کارگری‌شان دست به اعتصاب می زنند.

می بینید که در هرکدام از موارد بالا، اهداف مشترک مسالمت آمیزی را با انگیزه های متفاوت بکار گرفته اند. روش های مسالمت آمیز بعلت فعالیت های مستمر و مؤثر خود، چه بشکل انفرادی یا جمعی، بتدریج یک شناسایی و تأیید جهانی پیدا نموده است. در ده نوامبر ۱۹۹۸، مجمع عمومی سازمان ملل متحد اولین دهه قرن دو هزار را (۲۰۰۰ـ ۲۰۰۱) دهه فرهنگ صلح و عدم خشونت برای کودکان جهان نام گذاری نموده است.

چگونگی کار:

بکارگیری روش های عدم خشونت و مسالمت آمیز مورد استقبال و قبول جمعی قرارگرفته و از جانب اقشار مختلف (مذهبی، حقوق بشری، کارگری، اخلاقی) حمایت می شود.

اصل تئوریک جنبش های عدم خشونت روی این ایده پایه گذاری شده است که راه قدرت حکمرانان وابسته به رضایت و حمایت ضمنی توده عموم است و بدون تشکیلات حکومتی، بدون ارتش و پلیس که خواست های حکمرانان را اجرا نمایند و بدون همکاری و رضایت بخش های عمده توده های مردم، حکمرانان بدون قدرت هستند. به عبارتی قدرت آنها عمدتا بسته و در گرو همکاری و همراهی دیگران است و تلاش های مسالمت آمیز متوجه بی اثر کردن قدرت حکمرانان از طریق حذف آگاهانه این همکاری توده ها است. هم چنین روی این اصل استوار است که اگر خواست ها و اهداف عادلانه باشند نتیجه نهایی حتمی و عادلانه خواهد بود. وقتی گاندی گفت خواست شبیه هسته ای است که نهایت به درخت می انجامد یعنی یعنی جایی مطلب این چیزی که عده ای آن را سیاست متصور شده از قبل می نامند.

طرفداران سیاست عدم خشونت معتقدند که فعالیت های زنان بی شک نظم اجتماعی را بشکل مطلوب تغییر شکل خواهد داد و برای آنها استفاده از خشونت برای رسیدن به این اهداف غیر قابل قبول می باشد. یعنی از حامیان عدم خشونت محبت و احترام را هم تجویز می کنند و این طرز تفکر با اصول اخلاقی ـ مذهبی رابطه بسیار نزدیکی دارد. برای احترام و دوست داشتن مخالف یک دلیل عملی هم وجود دارد و آن جدا نمودن عملکرد از علل است به این احتمال که این کار به عامل اجازه می دهد که رفتار و احتمالاً عقاید و باورهای خود تغییر دهد. مارتین لوترکینگ می گوید عدم خشونت نه فقط بمعنی اجتناب از رفتار خشونت آمیز است، بلکه شامل عدم خشونت درونی روح و روان نیز می شود، و تو نه فقط باید از تیراندازی به انسانی دیگر خودداری کنی بلکه باید از نفرت داشتن به او هم بپرهیزی.

مسیحیت توجهش به هردو بخش عدم خشونت و بخشودگی می باشد. داستان هابیل در قرآن که از طریق طرف قشر آزاداندیش مسلمان مطرح می شود، نشان از استفاده از این برای تشویق و جلوه دادن کمال مطلوب نوع اسلامی عدم خشونت دارد.

چرا عدم خشونت؟ ریشه اصلی و بنیادی چرایی عدم خشونت که مدافعین روش های مسالمت آمیز از آن یاد می کنند بر این حقیقت بناشده که حقیقت و حقانیت دارای ابعادی مختلف بوده امکان جمع بودن و تمام جوانب آن در یک فرد غیرممکن و غیرعملی است. هر انسان یک قسمت از حقیقت را در خود دارد و هر انسان به اجزاء دیگر حقیقت که در وجود افراد دیگر نهفته است نیازمند است تا بتواند به حقیقت بزرگتر و کاملتر دست یابد. بر این مبنا گاندی معتقد بود که صحبت با مخالفین می تواند برای دست یابی به تمام حقیقت کمک باشد و از این طریق انگیزه ها مشخص می شود. در عمل آمادگی شنیدن نظرات بسته به قبول این اصل است که طرف مقابلی وجود دارد با نظراتی متفاوت، و اگر ما خواهان حل مسائل و چاره جویی هستیم باید به حقایق دست یابیم، و حقایق جامع مجموعه ای از حقایقی که در وجود هر انسان، حال چه موافق یا مخالف، وجود دارد و برای دست یابی به آنها باید باهم صحبت کرد. برای اینکه طرف مقابل یا مخالف به حرف های شما گوش فرادهد هر فرد بایستی آماده شنیدن باشد.

مایه فکری فلسفی اکثر طرفداران عدم خشونت ریشه مذهبی ـ اخلاقی دارد

اصل اول عدم خشونت اصول و اخلاق است و اصل دوم عمل گرایی و داشتن برنامه دراز مدت می باشد. در غرب روش های مسالمت آمیز توسط کارگران، صلح جویان، طرفداران محیط زیست و زنان بکارگرفته شده است. نمونه عملی قدرت طبقات محروم و حاشیه ای جامعه در عمل و در چهارچوب روش های مسالمت آمیز را می توان در فروپاشی حکومت های ظالم جهان سوم (جمهوری های وابسته به اتحاد جماهیر شوروی سابق و اقمارش و کشورهای اروپای شرقی) دید.

بطور مثال، در سال ۱۹۸۹ سیزده کشور با جمعیت معادل ۱/۶ (یک و شش دهم) میلیارد از طریق انقلاب عدم خشونت به آزادی دست یافتند که در مخیله هیچ کس هم نمی گنجید. حالا اگر کشورهای فیلیپین، آفریقای جنوبی و هند را هم اضافه کنیم، بیش از ۶۵ درصد مردم این کره خاکی با بیش از سه و سه دهم میلیارد انسان آزاد شده اند. این بزرگترین مدعی و دلیل و مدرک طرفداران عدم خشونت در برابر کسانی است که معتقدند در یک دنیای واقعی عدم خشونت تنها کارگر نیست. عده ای هم معتقدند که یکی از دلائل عمده عدم حضور مشکوکانه پدیده عدم خشونت در بین اکثریت توده مردم در تمام جوامع از نظر تاریخی شاید این باشد که این به نفع گروه بانفوذ طبقه بالای آن جوامع نیست زیرا اشاعه طرق مختلف عدم خشونت در حل مشکلات اجتماعی به نفع آنها که هدفشان غصب و کسب ثروت و اسلحه و داد و ستدهای ناعادلانه است نمی باشد. (ادامه دارد)

Leave a Reply




Uses wordpress plugins developed by www.wpdevelop.com