مجله الکترونیکی زیبا

در و گهر ــ در کلاس درس تاریخ

مطالعه آثار جاودانی بهترین متفکران جهان، علاوه بر بازگشایی درهای بسته اندیشه، چندبُعدی زندگی و فکر کردن، بی تبعیض نگاه و برخورد نمودن، و با حفظ استقلال فکری و حقوقی و انسانی خود حقوق دیگران را نادیده نگرفتن و پایمال نکردن را نیز به ما یاد می دهد.

در بخش دُر و گُهر، سعی در این است که آثار بهترین متفکران جهان را مطالعه کنیم و با در میان گذاشتن جان کلام آنها با یکدیگر، با منقار اندیشه غذای روح را به جان های محروم رساندن، از این خفته میلیونی یک نفر را به سرزمین بیداری مهمان کنیم.

جنبش توده‌ای (قسمت چهارم)

فقرای خلاق: زمانی که فقر با خلاقیت همراه می شود معمولاً عاری از عجز و محرومیت می باشد. هیچ چیزی به اندازه تداوم توانایی به خلق و مشاهده رشد و تولید اشیاء توسط فرد، اعتماد به نفس او را  استوارتر، او را با خود در آشتی و تطابقی سازنده نگاه نداشته است (یک صنعت کار ماهر و یا یک نویسنده عالم و صاحب کمال).

کاهش توجه به تولید کارهای دستی، در این دوره از حیات بشریت (مدرنیزه) شاید یکی از علل عجز و محرومیت و عاملی برای افزایش آمادگی افراد برای پیوستن به جنبش های توده باشد. این امری بسیار چشمگیر است که چگونه با رنگ باختن قدرت خلاقیت افراد، یک تمایل وافر برای پیوستن به جنبش های توده ای در جامعه قابل مشاهده است.

رابطه بین فرار از خود بی فایده و غیرمؤثر و یک خود مسئول در قالب یک جنبش توده ای بسیار واضح است. هنرمندان و مؤلفین، عالمان سرخورده که قدرت خلاقیتشان بعلت شرایط محیطی زندان محدود یا کاملا خشکیده، حالا دیر یا زود به جمع وطن‌پرستان پرحرارت پیوسته و بانیان و قهرمانان اخلاقی تلاش های مقدس می شوند.

فقرای متحد: فقرایی که به دسته یا گروهی تعلق دارند (فامیل ـ نژاد ـ مذهب) معمولاً کمتر محرومیت را حس می کنند و همیشه در مقابل گیرایی گرویدن به جنبش‌های توده‌ای مصون هستند. فرد متعلق به یک گروه درجه تحمل بالاتری در مقابل سرکشی در مقابل سیستم موجود برخوردار است و بدبختی و تحقیر بشر و فراوان تری لازم است تا در مقابل رژیم حاکم از خود عکس‌العمل نشان دهد.

در یک رژیم دیکتاتوری ضعف سیستم نقش بیشتری در فروپاشی آن دارد تا عدم رضایت مردم در مقابل سرکوب، فشار و اختناق.

در چین، وابستگی های نزدیک فامیلی آنها را برای مدتهای طولانی از متوسل شدن به جنبش توده‌ای مصون داشته بود. وقتی یک اروپایی برای کشورش کشته می شود در ذهن یک چینی این یک رفتار غیرهوشمندانه تلقی می گردد زیرا او با مرگش هیچ فایده مستقیمی به فامیلش نرسانده است و در حقیقت او با مرگش با از دست دادن خود از امکانات فامیلی نیز کاسته و به فامیلش آسیب و زیان رسانیده است. ولی از نظر فرد چینی این که در ازاء پرداخت پول به فامیل او رضایت بدهد که بجای فرد جانی او را بکشند کاری است افتخارآمیز و قابل درک. این بسیار واضح است که یک جنبش توده ای معتقد برای پیشبرد اهدافش بایستی تمام روابط موجود بین افراد گروه با خانواده و یا هر وابستگی دیگر از هم بگسلد. برای جلب نظر و جذب توده ها برای پیوستن به جنبش، آنها بایستی افرادی تنها و بدون هیچ همبستگی گروهی با دیگران باشند تا با جذب شدن در جنبش توده ای آنها بتوانند ضعف‌ها، بیهودگی ها و بی معنایی شخصی خود را بپوشانند. وقتی جنبش توده ای دریافت که نظم و پیوستگی خانواده، قبیله، کشور در حال پوسیدگی، زوال و نابودی است، وارد عمل شده و حداکثر استفاده از شرایط موجود را برای اهداف خود بکار می گیرد و درصورت طبیعی بودن روابط جنبش مجبور است حمله نموده و آن را مختل سازد.

در صورتی که شما مشاهده کردید که یک جنبش توده‌ای استحکام خانوادگی، ملی گرایی و نژادی و مذهبی را تشویق می کند (مثل انقلاب بلشویک در مرحله ثباتش). این نشانه ای است که جنبش مرحله فعال خود را طی نموده جای پای اجتماعی خود را محکم نموده و روند جدید زندگی دلخواهش را در جامعه جا انداخته است، و هدفش از حالا حفظ دست آوردهای جنبش است و بس. لازم به یادآوری است که در همان زمان که انقلاب بلشویک روسیه در فکر ترمیم، تشویق و تحکیم روابط خانوادگی، اجتماعی، نژادی و مذهبی در جامعه خود بود، در دیگر نقاط جهان که جنبش کمونیستی هنوز در تلاش برای بدست گیری قدرت بود و درست مانند هر جنبش توده ای دیگر در حال رشد، تمام تلاشش را صرف مختل نمودن روابط خانوادگی و هرگونه وابستگی ملی ـ مذهبی و نژادی دیگر در جامعه می نمود.

موضع یک جنبش توده ای در حال رشد نسبت به خانواده بسیار قابل توجه است. اکثر جنبش های توده ای جهان در مراحل اول مواضعی دشمنانه نسبت به کانون خانواده از خودشان نشان داده اند و هرچه در توان داشته اند در جهت نابودی آن کوشیده اند (بی اعتبار نمودن نقش والدین).

مبلغ چین مُوـ‌تزُو که روابط دوستانه و برادرانه را تبلیغ می نمود، توسط طرفداران تفکر کنفوسیوس تحریم و نفی می شد زیرا آنها کانون خانواده را برتر از هرچیزی می دانستند و ادعا می کردند که اصول محبت و برادری جهانی پایه های کانون خانواده را سست می کند و این را محو و جامعه را به نابودی می کشاند. مبلغانی که می آیند و می گویند مرا دنبال کنید ممکن است در ناخودآگاه هیچ گونه دشمنی و عناد با خانواده نداشته باشند، ولی در حقیقت نابود و ویران کنندگان خانواده هستند. می گویند زمانی که برنارد مقدس تبلیغ دینی می نمود کلامش آنقدر نافذ بود که مادران فرزندانشان و همسران شوهرانشان را از او پنهان می کردند. او در حقیقت آنقدر خانواده ها را از هم پاشیده بود که بیوگان یک خانه راهبگان (زنان تارک دنیا) تشکیل داده اند همان گونه که می توان حدس زد از هم پاشیدگی کانون خانواده حالا بهر دلیلی که باشد بطور اتوماتیک باعث خلق یک آمادگی برای جذب شدن در یک جنبش توده ای می گردد.

حمله ژاپنی ها به چین بدون هیچ مشکلی باعث تضعیف کانون خانوادگی در چین گردید و عامل مهمی برای افزایش آمادگی برای گرایش های ملی گرایانه و کمونیستی. در جامعه فردگرایانه غربی بیش از نیمی از هم پاشیدگی های خانوادگی دلائل اقتصادی دارد (خودکفایی و استقلال مالی زن طلاق را تسهیل می کند و همین طور استقلال مالی فرزندان در تضعیف نقش والدین موثر بوده است).

هم چنین، جذب افراد به مراکز صنعتی بزرگ باعث افزایش فشار روی کانون خانواده در شهرهای کوچک در روستاها گشته و باعث جدایی می شود. این فاکتور از طریق تضعیف کانون خانواده تا حدودی در رشد روحیه جمعی زندگی کردن در دوران مدرن کمک نموده است.

سر به نیست کردن و هجرت اجباری توده های بسیار مردم توسط هیتلر در جنگ جهانی دوم ترکیب کلی خانواده و جامعه را در بخش بزرگ از اروپا به کلی تغییر داده و همزمان بمباران های آمریکا و انگلیس و اخراج میلیونها آلمانی از شرق و جنوب اروپا و تأخیر در بهم رسیدن زندانیان جنگی آلمان با خانواده هایشان، درست همان اثرات سوء را بر جای می گذارد که هیتلر به سر اروپایی آورده (جنگ نفرت را و نفرت جنگ را موجب می شود). و این بسیار طبیعی است که ما تصور کنیم که در قاره یا کشوری که پر از تضاد و جدایی است و فاقد شرایط طبیعی اقتصادی و سیاسی است هرگز نمی توان شاهد بوجود آمدن یک جامعه محافظه کار طبیعی بود.

Leave a Reply




Uses wordpress plugins developed by www.wpdevelop.com