مجله الکترونیکی زیبا

خردهای مشترک ــ ذرات تفکر در آسمان بیداری

بزرگترین اشکال و ایراد بشریت در این است که آنچه برای او مهم است مطرح شدن و ماندن خود او است تا مسایل و معضلات گریبانگیرش. خوشیختانه مدتها است که زمان دیکته گفتاری، دیکته کرداری، دیکته رفتاری و دیکته نگاری گذشته است. هرچند خواص و به اصطلاح تحصیل کرده و بازاراندیش در لباس قانون و با تیغ قانون و یا کلام هنوز سعی بر آن دارند که به آسیب های احساسی و جسمی روانی بشریت از طریق جبر و جور ادامه دهند.

در جوامع امروز، تخصص نقش بسیار مهمی را در زندگی انسان ها بازی می کند. در دنیای تکنولوژی امروزی بهترین شناخت علمی و عملی در هر حرفه و کاری ضروری و مورد نیاز می باشد و به عنوان یک اصل مسلم در سراسر جهان شناخته و به کار گرفته می شود. هرچند دید تخصصی به مسایل در تمام رشته های علوم یکسان است، اما آنچه باعث تفاوت کیفی در جوامع مختلف می شود، هدف غائی از این تخصصی شدن حداکثر است.

به طور مثال، وقتی در یک برنامه تلویزیونی یا اجتماعی صحبت از جنگ، فقر، یا خوشبختی و غیره می شود، آیا آوردن چند متخصص درجه اول از بهترین دانشگاه ها و انجام یک سری بحث روشنفکرانه عملی و منطقی در مورد این مسایل کافی است و یا این که بایستی جهت ایجاد یک تعادل نسبی در همان جلسه علاوه بر متخصصین امور، یک جنگ زده، یک فقیر، یک خوشبخت واقعی هم از میدان جنگ، خیابان و منزل آورد تا آنها هم احساس، نظر و فشار زجرهای متحمل شده، یا آنچه آنها آن را خوشبختی می نامند، بیان نموده و نظرات همه مورد بحث و قضاوت عموم قرار گیرد؟

به عبارتی، در این جهان بسیار تخصصی شده، ما به تخصص بیشتر از حد نیاز ارزش قایل شده ایم، همان طور که به کامپیوتر بیشتر از خرد انسان بها داده ایم و خرد عموم که در حقیقت خرد توده ای و ابزار کار همان متخصصین است، نادیده گرفته و ناچیز انگاشته ایم. شاید زمان آن رسیده است که باید نحوه دید و برخورد و شاید نحوه انتخاب مطالب و چگونگی ارائه آنها را به طور بنیادی مورد تحلیلی عمیق قرار داده و چه بسا عموض نماییم.

در بخش خردهای مشترک تلاش خواهد شد که نظر و خرد هر فرد از میلیون ها انسان ایران بزرگ هنری و میلیاردها بشر دیگر برای زندگی بهتر مورد توجه و استفاده قرار گیرد تا با به کارگیری و یادگیری نصایح و اندرزهای دیگران در مورد چگونگی برخوردشان با مسایل روزمره زندگی، بقیه هم بتوانند از آنها استفاده کرده و زندگی آسان‌تر، آرام‌تر، کم خرج و دردسرتر و شادتری را داشته باشند.

در صورتی که علاقه‌مند هستید که تجربیات و نظرات خود را با دیگران شریک شوید به ما اطلاع دهید تا ترتیب مصاحبه با شما داده شود.

پای صحبت شما:

آیا نحوه تفکر آدمی باعث خلق واقعیت می شود؟ آیا اگر مثبت فکر کنید چیزهای مثبت و خوب بزرگتر و فراوان‌تر برای شما اتفاق می افتد؟ و این که می گویند طرف خوش‌فکر است و برای همین همیشه چیزهای خوب برایش اتفاق می افتد، و بسیاری آیا و اماهای دیگر. سئوال این است که آیا من این نحوه فکر و باور را بسط داده و به عنوان یک قانون طبیعت قبول داشته و مطابق آن درجه موفقیت و یا عدم موفقیت افراد را می‌سنجم؟

البته مثبت اندیشی اثر بسیار بزرگی در زندگی فرد دارد. ما خود دائم در حال برنامه ریزی موفقیت ها و عدم موفقیت های خود هستیم. مجسم نمودن و پدیده تلقین به خود می تواند بطور خارق‌العاده ای در کسب موفقیت مؤثر باشد. اما باید آن را در چهارچوب زندگی واقعی ارزیابی نمود. آرزو و تجسم تنها کافی نیست زیرا زندگی آنقدر ساده نیست. وگرنه همه مردم دنیا فقط می نشستند و خوابهای طلایی می دیدند و آنقدر ادامه می دادند تا تمام آنها برآورده شود. زمانی موفقیت در خانه فرد را می زند که بعد از تجسم خواست های خود، او با انرژی کامل و مثبت اندیشی تمام در راه رسیدن به آنها واقعا تلاش نماید. به طور مثال، اگر انسان با تمام تجسمات زیبایش هنوز فقیر است این نه بخاطر عدم تجسم اوست بلکه بخاطر عدم قدرت او در برنامه‌ریزی‌های مالی، عدم تمایلش به کار شدید و گذاشتن وقت کافی و لازم برای آن می باشد.

واقعیت نه چندان شیرین آن است که تقدیر و طبیعت بر آن نیستند که همه چیز را در همه مواقع آن هم بموقع در اختیار شما بگذارند. به عبارتی، شادی و رضایت شما یکی از مشغله های سرنوشت است که در یک چهارچوب وسیع و چندبُعدی رقم زده می شود.

یکی از سئوالاتی که مطرح می شود این است که اگر انرژی مثبت فکری باعث تغییرات مثبت و انرژی منفی باعث تغییرات منفی در زندگی می شود، پس باید درست باشد که آنهایی که در زندگی با مسائل واقعی روبرو هستند خود مقصرند زیرا که خود با انرژی منفی خود برای خود مشکل آفرینی کرده اند. قبول فلسفه فوق به عبارتی یک ساده‌اندیشی بیش از حد نیست. شما نمی توانید فلسفه ناشناخته هستی را سهواً یا عمداً ساده نموده و با برداشت از آن به جمع‌بندی مورد نظر خود رسیده و به عنوان معلم به دیگران درس دهید. دو مثال زیر ممکن است به ما کمک کند:

۱ـ فردی در منزل خود نشسته و در کمال آرامش در مورد غذای مورد علاقه خود فکر می کند،
۲ـ یک دختر جوان آفریقایی که توسط گروهی مورد تجاوز قرار گرفته، شاهد مرگ تدریجی اعضاء خانواده خود در جلوی چشمانش بعلت گرسنگی و عدم وجود مواد غذایی است.

آیا می توان به این دو نمونه یکسان نگریست و تفسیر و قضاوت نمود؟ بنظر می رسد که دست تقدیر  بیش از هرچیز دیگر بطور اتفاقی ما را با شانس یا عدم شانس مواجه می سازد.

ماده عامل اصلی چرخش زندگی افراد است و زندگی مادی در حد معقولش لازم می باشد (تغذیه، پوشاک، مسکن و تحصیل). اما با این سرعتی که ما امروزه بدنبال آن هستیم بسیار عجولانه و بی توجهانه است. وقتی که درخت ها را بریدید و بجایش ساختمان ساختید دیگر نه درختی وجود دارد و نه فضایی که بتوان در آن درختی کاشت. همین طور مصرف مواد معدنی (نفت، گاز، ذغال سنگ و غیره …). حالا اگر تمام بشریت هم دائم فکر مثبت بنماید کره ما نخواهد توانست بخواست مثبت آنها یعنی جایگزینی بی حد مواد معدنی جواب مثبت بدهد (لااقل برای مدتهای بسیار طولانی). بنظر می رسد که کره ما به اندازه کافی معدن، آب، هوا و غذا دارد که همه را در صورتی که قناعت نمایند سیر و سیراب و راحت نگهدارد، اما نه با ادامه مصرف بیش از حد و ضروری بخاطر ولع و طمع ما. یا بخاطر فرار از کمبودها یا خلأهای درونی، تنهایی، عدم ارتباط عمیق با دیگر افراد اجتماع، خود و دیگر زندگان.

ما بایستی فکر کنیم و بایستی جمعی بیاندیشیم، جمعی عمل نماییم و از من فیزیکی به مای احساسی و فکری تبدیل شویم. و این امکان پذیر نیست مگر آنکه آگاهانه عمل کنیم، که البته کار آسانی نیست. بطور مثال، بسیار مشکل است که وقتی برای خرید یک جفت کفش به مغازه ای می روید از فروشنده بپرسید که آیا این کفش در کجا ساخته شده و آیا در آن کشور حقوق انسانی فرد سازنده رعایت شده؟ آیا او حداقل حقوق لازمه برای یک زندگی حداقل را دریافت داشته؟ آیا به او بیمه داده اند؟ یا این که با غذایی بخور و نمیر هر روز ۱۸ ساعت تحت شرایطی غیرقابل تحمل و گهگاه تشنه و گرسنه کار کرده تا کفش مورد نظر شما به قیمتی ارزان در اختیار شما قرار گیرد.

و نکته آخر آن که، دنیا نه با ما شروع شده و نه با ما تمام خواهدشد. اما منابع طبیعی برای ادامه حیات ما هر چند با ما شروع نشده، ممکن است با ما تمام شود.سئوالی که شاید توجه به آن بسیار ضروری است این است که جواب وجدان ما به آیندگان چه خواهد بود که باید در کره‌ای پر از همنوع و خالی از منابع طبیعی زندگی سختی را بگذرانند؟

این بود آنچه که من انسان عادی کوچه و خیابان می خواستم با شما شریک شوم.

Leave a Reply




Uses wordpress plugins developed by www.wpdevelop.com